خرید بک لینک

کاربن نوشت

من خیلی خوبم... اینجا هم خیلی خوبه.. ساکته،  تنهاس،  می نویسم و میرم :)

مادر شدن

سلام. بعد از دوسال سلام.

سر زدن به اینجا باعث میشود بیش از پیش به گذر بی رحمانه ی جهان پی ببرم.

و چه روزها و شبهایی گذشت بر ما ..

از چه بنویسم؟ از جنگ؟از آن دوازده روز و سیزده شب هولناک؟

خرداد بود. و به هر سختی بود گذشت

هرچند چیزی درست نشد که نشد..

اما من، جنگ بشود نشود صلح بشود نشود آسمان به زمین بیاید زمین به آسمان بپیوندد، میخواهم مادر شوم! همیشه اینجا با تمام خلوصم نوشته ام. همیشه تایپ کردن خیلی خیلی بیشتر از نوشتن روی کاغذ، توانسته من را با خودم و ذهنم یکی کند.

میخواهم با صدای بلند بنویسم من میخواهم دفعه ی بعد که به کاربن نوشت سر زدم ، دختر یا پسرکوچولویی را در آغوش گرفته و مشغول لالایی خواندن برایش باشم.

خدای بزرگ من همیشه اگر زمانی چیزی را از من گرفته، بهترش را بخشیده.

من همینجا ایمانم را با تایپ این کلمات اعلام و اعتراف میکنم.

میشود. خوب هم میشود. تو هیچوقت مرا تنها نگذاشته ای.

تو بهترین همسر و همراه را به من بخشیده ای

و میدانم بهترین فرزندان را نصیبم خواهی کرد.

به جلال و شکوه و بزرگی ات ایمان دارم و قسم میخورم از این لحظه تمام خاطرات بد و تلخی های گذشته را به زباله دان ذهنم بسپارم و فقط بنشینم به تماشای بهترینی که تو برایم رقم میزنی.

آمین خدای بزرگ و بخشنده ی من..

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 14:17

صفحه بندی