
xa0 خدا اینبارم برش گردون بابامو اینبارم برش گردون خونه خدا من نمیتونم من نمیدونم یتیم بودن چه جوریه ولی شنیدم از سختی هاش خدایا فاطی هم اتاقیمو یادته چی میگفت میگفت بابام شصت سالش بوده که من بدنیا اومدم همیشه پیر و ناتوان دیدمش همیشه غبطه ی باباهای دوستامو میخوردم میگفت وقتی مرد هشتادسالش بود مریض، کنج خونه افتاده.. فکر میکردم کاش بره و راحت بشه مگه بودونبودش فرقی هم داره بحال من؟! میگفت وقتی رف...
ادامه مطلب