26 شهریورو به دلم انداختی، یک هفتست که به دلم انداخته بودیش
من منتظر معجزت بودم امروز رو با انصاف
نه اینجوری یکباره رفتنه بابام
حالم از الهاماتت بهم میخوره
حالم از دنیات بهم میخوره
من توقعم از بیست و شیش شهریور این نبود
رفتنه بابام نبود..
تو که میخواستی تو این روز ببریش چرا انداختیش تو دل و جونم؟
چرا بهم امید معجزه دادی برای امروز؟
من به امروز دل بسته بودم
امید بسته بودم
کاربن نوشت ...
ما را در سایت کاربن نوشت دنبال میکنید
برچسب: شهریور,
نویسنده:
بازدید: 38