
xa0 خدا اینبارم برش گردون بابامو اینبارم برش گردون خونه خدا من نمیتونم من نمیدونم یتیم بودن چه جوریه ولی شنیدم از سختی هاش خدایا فاطی هم اتاقیمو یادته چی میگفت میگفت بابام شصت سالش بوده که من بدنیا اومدم همیشه پیر و ناتوان دیدمش همیشه غبطه ی باباهای دوستامو میخوردم میگفت وقتی مرد هشتادسالش بود مریض، کنج خونه افتاده.. فکر میکردم کاش بره و راحت بشه مگه بودونبودش فرقی هم داره بحال من؟! میگفت وقتی رف...
ادامه مطلب
xa0 آغوشتون رو به سوی کسی که بهش اعتماد دارین باز کنین.. اجازه بدین توی سختی ها، xa0یکی باشه که بهتون کمک کنه.. شما میدونین این شخص دقیقاً کیه ولی توقع نداشته باشین که این شخص همه مشکلات شما رو حل کنه.. فقط بهش اجازه بدین توی زمان بروز مشکلات، کنارتون باشه xa0 نباید لزوماِ شما رو از دل تاریکی بیرون بکشه فقط در حدی که با دادن یه کمی روشنایی، مسیر رو بهتر بهتون نشون بده کافیه.. xa0 اینجوریه که مدام میتونیم تنها نبودن رو به خودمون یادآوری کنیم.. این اصلاً مهم نیست که وضعیتی که توش قرار گرفتیم چقدر ...
ادامه مطلب