اگه بخوام سه تا نویسنده ی روشنفکر مورد علاقمو نام ببرم که خب صدالبته زیر ممیزی شدید ایران، کتابهاشون ممنوعه و غیرقابل انتشار هست، باید به این سه تا اشاره کنم
1- هوشنگ معین زاده
2-مسعود انصاری
3-علی دشتی
دکتر هم که قاعدتاً هستن من حال نداشتم بنویسم برای هر سه :))
خب بگذریم و بریم سر اصل مطلب
خیلی سال پیش، تقریبا سال هشتاد و سه یا چهار ، یه کتابی از دکتر معین زاده رو شروع کردم، تقریباً تا نصفش هم رفتم، اونموقع توی کامپیوتر، یا همون پی سی های قدیمی میخوندم، الغرض، بنا به فصل امتحانات یا حالا هرموضوع دیگه ای، نشد که کتاب رو به آخر برسونم، کما اینکه قدیما مثل الان نبودم و ته هر کتابی رو درمیاوردم و اصلا نمیذاشتم نصفه بمونه..
خلاصه ی مطلب، کتاب دوست داشتنی من که بشدت هم دوسش داشتم و باهاش ارتباط برقرار کرده بودم ناتموم موند..
گذشت و گذشت،، تا بعد از چندسال یادش افتادم،، ولی هرچی توی کامپیوتر گشتم میون اونهمه کتاب، پیداش نکردم، چونکه اسمش یادم رفته بود،، و اون فایل هم ب اسم کتاب ذخیره شده بود..
چندین بار فولدر کتابها رو زیر و رو کردم به امید نامی از هوشنگ معین زاده،، ولی نبود :(( گذشت اون سالها،، سرچ توی اینترنت هم بی نتیجه موند و من به جرات میتونم بگم که سالی دوسه بار یاد اون کتاب جذاب میفتادم..
و اما امروووووززززز :)) توی یه کانال تلگرامی بنام کتابخانه خردگرایان، اتفاقی دیدمش!! خدای من!! کمدی خدایان -هوشنگ معین زاده!! تمام اون نصفه ای که ازش خونده بودم جلوی چشمم به تصویر نشست!!
با اشک شوق،، با یادآوری حال و هوای اونروزهام،، با این تفکر که همیشه داشتم و همیشه برام اتفاق افتاده اینکه گذشته هیچوقت تنهام نذاشته، جنبه های خوب گذشته هم اکثر مواقع به سراغم اومده.. اینکه هیچ چیزی از گذشته ام توی ابهام باقی نمونده..
در هر صورت اومدم بنویسم این روز مهم رو،، این عزیز دلی که بعد سالها پیداش کردم رو،، میخوام ثبت بشه برای سالها بعد که بیام و بخونمش :))
حالا هم برم با یک دنیا ذوق از صفحه ی یک شروع به خوندنش کنم عاخجوووون :))
کاربن نوشت ...
ما را در سایت کاربن نوشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 38