اصلا منظورم کهکشانهای همسایه نیست منظورم همین جهان کوفتی خودمان است، کره ی زمین و آسمانش و مایتعلقاتش
آفرین درست حدس زدی منظورم کهکشان خودمان راه شیری میباشه
واقعا حدس زدی حالا آمیب؟ عمرا
بگذریم، به اش فکر کرده ای؟ به اش؟ بهش
راستش من امشب خیلی به اش فکر کردم
درست است در دنیا کلی جنگ به راه است
گروه های خرابکار از تعداد شماره ی انگشتان بیشتر شده
آدم کشی های ریز و درشت در اقصی نقاط جهان براه است
ولی با تمام اینها، این آرامش نسبی، نسبیه مثبت البته که دنیا دارد جهان جان مرا میترساند
آرامش پیش از طوفان که میدانی چیست
حس میکنم همه چیز آرام است چون نابودی های بزرگ، در راه است و احتمالا در نسل های بعد، شاید هم خیلی نسل های بعد، زمین برهوتی شود که بته ای خار را باد به اینطرف و آنطرف میبرد
بوی خون و آفتاب
بوی سوختگی و اشک
جهان جان من معتقدم " بود" زاده ی " نابودی" است و نابودی معلول "بود"
جهان جان من معتقدم آرامش زاده ی طوفان است و طوفان محرکش چیزی جز سکون و آرامش نیست
جهان جان این کره ی خاکی، میلیاردها سال پیش از آنکه دست علم و تاریخ به اش برسد، بعله به اش گیر نده دیگر، جولانگاه ویرانگران بوده
ترمیناتورهایی که نسل کشی های بزرگ براه می انداخته اند
جهان جان از کجا معلوم که آن اولین سلول حیات، که ما مبدا و اولین قرارش داده ایم، تک سلول بجامانده از یک ویرانی بزرگ نباشد؟
ویرانی جهانی بزرگ و مجلل
امپراطوری های حیوانی و انسانی و نباتات
از کجا معلوم شاید انها انقدر غنی بوده اند و لبریز، که از پوچی و بی اخلاقی و انحطاط فرهنگی به نابودی یکدیگر روی آورده بودند..
جهان جان یادت هست حرف خودکشی رابین ویلیامز را میزدیم و گفتیم به پوچی رسید، هیچ چیز نو و جدیدی به وجدش نمی آورد.. این بود که وجود آزرده ی خویش را از صحنه ی دنیا جمع کرد..
از کجا معلوم شاید آن قبلی ها، بجای خودکشی، دگرکشی میکرده اند..
جهان جان من از اولین تکان آن تک سلولی سخن میگویم
و از دود و بخار آتشی که همزمان کل کهکشانمان را بغل گرفته بود
من از آرامش زمین، که زاده ی یک ویرانی بزرگ است حرف میزنم
از نسل کشی های بزرگ
از قطع نفس
از پایان کار موجودیت های مختلف
من از دوره های فانی میگویم، از دریاهایی که خشک شد از جنگل هایی که سوخت
از جانورانی که چه بسا در همه چیز از الانه ما پیشتر هم رفته بودند
من از دیوار نداشتنه " وجود" حرف میزنم
من از آرامش الان جهان میگویم جهان جان
من از آینده ای که در دویست سال آینده برای زمین سفید نمیبینمش
من از دوباره نابودی همه چیز میگویم
من میگویم هرچه به ذهن بشریت رسیده و نام کشف و اختراع به اش بسته اند، تلقیناتی بوده از جهانه سابق
از آن آرامش و امکانات و دارایی هایی که دود شدند
که قربانی اندیشه های خودخاهانه، سیری ناپذیرانه، قربانی حرص
قربانی فرهنگ وحدت ریاستی شدند و نتیجه اش دوىلی شد که هردو طرف نابود شدند
جهان جان من از تکرار این چرخه میگویم
از این آرامشی که چندین ماه است اهریمن نابودی بصورت جرقه های کوچک در اقصی نقاط جهانمان قامت افروزی میکند
جهان جان من از بزرگ شدن و وحدت این جرقه ها میگویم
من از نابودی کامل نسل های انسانی و حیوانی و نباتی میگویم
من از دود شدن جامدات و مایعات میگویم
من از تمام شدن همه چیز میگویم
من از زنده ماندن یک.سلول، و بنای دنیای بعدی میگویم
من از عمر ناچیزمان دربرابر این چرخه ی بیرحم میگویم
من میخواهم از خاکستر جهان باشکوه سابق، به آنجاسفر کنم
از یکی از آدمیزادگان با آپشن های ان زمان بپرسم
میدانستی عاقبتت این است
و بگوید نه
بگویم آرزویت چیست
جهان جان بنظرت چه میگوید
من خدا نیستم این هم آیات قرآن نیست آیات خودم است
بنظرم میگوید کاش زنده شوم و جهانمان برپا گردد و آنوقت
آنوقت میدانم که باید فقط عشق بورزم
بخندم
خودم را خسته نکنم
پول پس انداز نکنم، برای کی؟ آیا هفتادسال عمر، در برابر عمر میلیاردی این دم و دستگاه انقدری می ارزد که عرق بر جبین آورم و حرص و آز تمام وجودم را فراگیرد؟
برمیگردم و خوب زندگی میکنم
با کسی درگیر نمیشوم
دل کسی را نمیشکنم
به تندی سخن نمیرانم و
وقتی کاربنم ازم درخواست کرد در ایمو برایش میسکال بیندازم اینکار را انجام دهم چون چیزی از من کم نمیکند، برعکس کار او را راه می اندازد..
آری جهان
این آدم تو بودی
خاکستر تو بود که از جهان سابق به عاریت گرفتم
جهان سابق
چه ترکیب همگنی..
پس ببین
این زمین بوی آتش میدهد بوی دود میدهد بوی آفتاب و.خشکی
بوی قطع نسل
بوی رفتن
چرا؟
چرا به خواهش های کوچک دوستانمان عمل نکنیم
چرا نخواهیم در این ذره زمان زندگی خوب باشیم و خوبی کنیم
میدانم خیلی حرف زدم
همه اش تصورات و دغدغه هایم بود
حالا که مرا خواندی گوشی ات را بردار و میسکالت رابینداز در ایمو
درست است دیگر نیازی به اش ندارم
ولی میخواهم مثل یک پیام یک نتیجه گیری یک مُهر از شما بگیرمش
و یادم بماند بعد از ویرانی هم میشود آباد شد
زر زدم ویرانی چیه اسمت از لیست ایموم رفته
خا خابم میاد،اکی بای
کاربن نوشت ...ما را در سایت کاربن نوشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 52