
xa0 زمان ما زمانی که دبستان می رفتم، دهه ی هفتاد منظورم هست، مثل امروز xa0نه تکنولوژی بود نه تبلت نه مغازه های لوازم تحریر لوکس و شیک که واردشون که میشی بچتو فراموش میکنی و کلی چیزمیز دوس داری برای خودت بخری... نبود زمان من زمان خیلی از ماها،، قصه ای که میخوام بگم مربوط میشه به کلاس سوم یا چهارمم،، نمیدونم هنوز هم گروه بندی انجام میشه توی کلاسها یا نه، و گروهها اسمای قشنگ قشنگ مثل زمان ما دارن یا نه،، xa0ولی محض اطلاعتون ما یه گروه چهارنفره بودیم، به اسم گروه ''xa0بهار '' ... xa0 من از اونجا که ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 دلم گرفته، دلم پره، از همه چیز از همه کس دلم تنگه برای خیلی چیزا خیلی کسا دلم آشوبه، بابت خیلی چیزا خیلی کسا دلم غمباد گرفته بابت باید هایی که نشد و نباید هایی که شد دلم خستس، از ضربه از شکستن از زخم از بلند شدن و سنگ تر شدن دلم کوچیکه، زود سرریز میشه و بنام اشکxa0 تمام فیزیک صورتمو بهم میریزه ، بنام انتقام دلم بزرگه، می بخشه، باز هم می خندهxa0 دلم قفلهxa0 یه قفل چهل کلید ولی به کی بگم که... xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 حس خیلی بدی دارم، از همون موقعا که یهو دلت میگیره و نمیدونی چته؟xa0 یا اصلا ممکنه بدونی دلیلش رو،، ولی اصلا اون قسمت منطق مغزت تعطیل هست و نمیتونی به این فکر کنی که خب این دلیل اصلا ارزششو داره؟ خب که چی بشه؟ من متاسفانه حسودم،، نسبت به چیزها و کسانی که خودم روندمشون هم یه حسادت مزخرف بچگانه دارم و این خیلی بده.. xa0 خلاصه که دل گرفتگی ممکنه یه دلیل داشته باشه، ممکنم هست متشکل از اجتماع چند دلیل باشه،،xa0 xa0 وقتی حالا خوب یا بد، xa0بابت یه دلیل بچگانه دلت میگیره و غمگین میشی، دوست داری عوضش...
ادامه مطلب